السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الرضا ( ع ) 136
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
وقتى موكب امام على بن موسى الرضا عليه السلام به نيشابور رسيد مردم ازدحام عجيبى كردند . نيشابور در آن روزگار شهر بزرگ و پرجمعيتى بود و مجمع دانشمندان و علماء اسلامى شده بود . در اين شهر ، آن حضرت با تجليل فراوانى روبرو شد و علماء حديث كه شمارهء آنان را گاهى تا چند هزار نفر مىگويند درخواست كردند كه آن حضرت برايشان حديثى نقل كند . حضرت روايتى از قول پدرش و او از قول پدرانش ، از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل كردند كه خداوند فرموده است : كلمه لا إله الا الله حصنى فمن قالها ذخل حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى . كلمهء " لا إله الا الله " دژ استوار من است ، هركس آن را بگويد داخل اين حصار محكم شده است و هركس در اين دژ وارد شود از عذاب الهى در امان است . يعنى آنان كه براستى يكتاپرست باشند و در هر حال و هر مقام خدا را در نظر داشته باشند و در پيشگاه او خضوع و خشوع نمايند و به خدا اميدوار باشند و از او پيروى كنند از رنج و عذاب ايمن خواهند بود ، و به خوشبختى و سعادت دو جهان خواهند رسيد . وقتى چند فرسخ به شهر مرو مانده بود ، مامون خليفهء عباسى و فضل بن سهل وزير اعظم او و عموم دانشمندان و بزرگان بنى هاشم و بنى - عباس به استقبال آمدند و احترام فراوان كردند . پس از ورود به مرو مامون اصرار داشت تا حكومت را به حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام واگذار كند . اما حضرت با بىاعتنائى پيشنهاد او را رد كرد . چون در اين پيشنهاد صدق و خلوصى احساس نمىشد و نيز امامان ما حكومت را براى خاطر رياست كردن و زرق و برق ظاهرى آن نمىخواستند - و اگر گاهى همچون على بن ابي طالب عليه السلام خلافت مسلمين را مىپذيرفتند براى اجراى حق و عدالت و جلوگيرى از تجاوزات و ستمها بود